راهبردهای شناختی راه‌های یادگیری هستند. راهبردهای فراشناختی در قیاس با آن‌ها تدبیرهایی هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و کنترل و هدایت آن‌ها. راهبردهای فراشناختی عمده را می‌توان در سه دسته قرار داد: راهبردهای برنامه‌ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی و راهبردهای نظم‌دهی.

برنامه‌ریزی

راهبردهای برنامه‌ریزی شامل تعیین هدف برای یادگیری و مطالعه، پیش‌بینی زمان لازم برای مطالعه، تعیین سرعت مناسب مطالعه، تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای یادگیری مفید است.

دانش‌آموزان موفق آن‌هایی نیستند که فقط سر کلاس حاضر می‌شوند، به درس گوش می‌دهند، یادداشت برمی‌دارند و منتظر می‌مانند تا معلم، تاریخ امتحان را اعلام کند، بلکه دانش‌آموزان موفق کسانی هستند که زمان مورد نیاز برای انجام تکالیف را پیش‌بینی می‌کنند، درباره‌ی تحقیقاتی که باید انجام دهند اطلاعات لازم را به دست می‌آورند و هنگام ضرورت گروه‌های کاری تشکیل می‌دهند.

 

نظارت و ارزشیابی

منظور از نظارت و ارزشیابی این است که یادگیرنده برای آگاهی یافتن از چگونگی پیشرفت خود، بر کارش نظارت آگاهانه داشته باشد و همواره به ارزشیابی از آن ‌بپردازد. نظارت بر توجه هنگام خواندن یک متن، طرح سؤال هنگام مطالعه و بررسی زمان و سرعت مطالعه از جمله‌ی این نظارت‌هاست. این راهبردها به یادگیرنده کمک می‌کند تا هر گاه به مشکلی برخورد می‌کند به سرعت آن را تشخیص دهد و در رفع آن بکوشد.

یکی دیگر از راهبردهای نظارت و ارزشیابی، پیش‌بینی نمونه‌سؤال‌هایی است که ممکن است در امتحان طرح شوند. این مهارت هم به یادگیری کمک می‌کند و هم باعث جلب توجه خواننده می‌شود.

 

نظم‌دهی

راهبردهای نظم‌دهی یا سازمان‌دهی موجب انعطاف‌پذیری در رفتار یادگیرنده می‌شود و به او کمک می‌کند تا هر زمان که برایش ضرورت دارد روش و سبک یادگیری‌اش را تغییر دهد. یکی از ویژگی‌های یادگیرندگان موفق، توانایی اصلاح کردن راهبردهای شناختی است.

راهبردهای نظم‌دهی با راهبردهای نظارت و ارزشیابی به طور هماهنگ عمل می‌کنند؛ یعنی وقتی یادگیرنده از راه نظارت و ارزشیابی متوجه می‌شود که در یادگیری موفقیت لازم را به دست نمی‌آورد و این مشکل ناشی از سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبردهای غیر مؤثر یادگیری است، بلافاصله سرعت خود را تعدیل می‌کند یا راهبردهای بهتری را انتخاب می‌کند؛ بنابراین یادگیرنده‌ی بهره‌مند از راهبردهای نظم‌دهی به روش‌های ناموفق یادگیری و مطالعه ادامه نمی‌دهد و همواره از راه نظارت بر کار خود نواقص روش‌ها و راهبردهای یادگیری‌اش را شناسایی کرده و به اصلاح آن می‌پردازد.